ششم*

اوت 10, 2008

روانپزشک از قاتل زنجیره‌ای پرسید: چی شد که شروع به کشتن آدمها کردی؟ قاتل خونسردانه جواب داد: بخاطر اینکه فکر می‌کردم «یکی نبود» همون «یکی بود«ه که دیگه نیست. اما اشتباه فکر می‌کردم

بیستم مرداد هزاروسیصدوهشتادوهفت

Advertisements

4 پاسخ to “ششم*”

  1. حالا چرا «یکی نبود» آبیه و «یکی بود» سبز؟
    می شه به اینم گیر داد؟
    .
    .
    منم بدم نمی یاد یه وقتایی «یکی بود»ها رو نبود کنم
    «یکی نبود»ها رو بود..
    توی دل خودم که خیلی وقته دارم این کارو می کنم
    .
    .

  2. زهرا said

    یعی زیر گنبد کبود فقط همون یکی بود که هنوزم هست؟….

  3. mehri said

    سلام عزیز با معرفت
    داستانهات عالین خیلی خوبن

  4. سلام. ممنون از لینک. دوست عزیز ار اس اس بنده فعال بوده و به ادرس زیر قابل دسترسی:
    http://surrealist.blogfa.com/rss.aspx

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: