دوم***

ژوئیه 26, 2008

داشت میرفت خانه که همکار خانم بقل دستی پرسید امروز خیلی خندانی؟ گفت یک هفته‌ایی است برای پسری در اینترنت نقش دختری را بازی میکنم! وقتی رفت همکارش فکر کرد، نکند این همان دختره باشد.!

یکم مرداد هزاروسیصدوهشتادوهفت

Advertisements

یک پاسخ to “دوم***”

  1. با این مضمون قبلا رو به رو شدم
    کار تو به نظرم بزرگ نمایی نوعی فریب دادن و فریب خوردنه
    که به طرز حزن انگیزی خنده دار جلوه می کنه
    شبیه کارای «چارلی چاپلین» که آدم پشت چهره ی سرشار از قهقهه، گریه می کنه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: