اول*

ژوئیه 26, 2008

خواهش می‌کنم گوشی رو بردار و منو دربه‌در نکن. قرارمون همین ساعت بود! حالا توی این شهر من چطور یه اسلحه فروش دیگه‌ رو پیدا کنم. من امروز باید راس ساعت 12 خودکشی کنم

پنجم مرداد هزاروسیصدوهشتادوهفت

Advertisements

یک پاسخ to “اول*”

  1. این رو که خوندنم، یاد فیلمی افتادم به نام «طعم گیلاس».. نقش اول می خواست خود کشی کنه
    دنبال کسی می گشت که روی جسدش خاک بریزه.. وقتی اون طرف رو پیدا کرد، تازه فهمید چقدر مرد عمل هست.. که در واقع نبود
    قصه ی ماها شاید همیشه همینه
    ب
    ه
    ا
    ن
    ه
    فریبی بیش نیست انگار

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: