یازدهم*****
سپتامبر 12, 2008
وقتی به انتهایِ امتدادِ دستِ دراز شدهی استادش که بیرون کلاس را نشان میداد، رسید، ایستاد و گفت: نپذیرفتن خدا نیازی به توانایی انکارش ندارد
بیست و دوم شهریور هزاروسیصدوهشتادوهفت
وقتی به انتهایِ امتدادِ دستِ دراز شدهی استادش که بیرون کلاس را نشان میداد، رسید، ایستاد و گفت: نپذیرفتن خدا نیازی به توانایی انکارش ندارد
بیست و دوم شهریور هزاروسیصدوهشتادوهفت
آفرینش آرامش دهنده و نیاز آرامش شونده
زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست
در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست
چیست این سقف بلند ساده ی بسیار نقش
زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
این چه استغناست یارب وین چه قادر حکمت است
کین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست
هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو
کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالای ما کوتاه نیست
بنده ی پیر خراباتم که لطفش دائم است
ورنه لطف شیخ و زاهد ، گاه هست و گاه نیست…
به نام خدا و با سلام. احسنت. بسیار لذت بردم. قابل تقدیره. موفق باشید. التماس دعا
خدارو شکر که کسی حوصلهی کم ما رو در خوندنِ نوشتههای بلند در نظر گرفته!
خوب می نویسید.
هدایت عزیز سلام
امروز وبلاگتون رو دیدم و چون اسن سبک نوشتن رو خیلی دوست دارم بسیار علاقه مند شدم این مطالب رو جای استفاده کنم اما قول میدم حتما لینک منبع رو یا حداقل توضیحش رو هم اضافه کنم
بسیار عالی دوست عزیز! این مساله مهمیست. اغلب دقت نمی کنند. من نمی توانم ثابت کنم که اسب شاخ دار پرنده نیست؛ ولی این دلیلی بر وجود داشتن آن نمی شود!
سلام
خوبی؟
مطمئناً نیازی به تعریف نداری
ولی باز هم … زیبا بود
پذیرفتن یا نپذیرفت خدا یک انتخابه …. انتخابی که شاید هیچ وقت نشه دلیلشو توضیح داد.
چون منکر وجود خدا شده بود داشت از کلاس اخراج میشد یا چون نتونسته بود برای انکارش دلیل بیاره؟ یا شاید هم هر دو!
وقتی به انتها رسید گفت……………کل صفحه را خواندم.
سلام
ما هستیم با یا بی لزوم اثبات خدا…………
زندگی میکنم پس باید …………