دوازدهم***

سپتامبر 26, 2008

بالاخره بعد از دو سال، کتاب تخیلی‌اش که در آن بشر بر مرگ فائق می‌آمد را تمام کرد. صفحه آخر کتاب نوشت: خوشبختانه مرگ هنوز زنده است

پنجم مهرماه هزار‌و‌سیصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت

یازدهم*****

سپتامبر 12, 2008

وقتی به انتهایِ امتدادِ دستِ دراز شده‌ی استادش که بیرون کلاس را نشان میداد، رسید، ایستاد و گفت: نپذیرفتن خدا نیازی به توانایی انکارش ندارد

بیست و دوم شهریور هزار‌و‌سیصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت

دهم***

سپتامبر 4, 2008

وقتی معذرت خواهی‌اش مقبول معشوق، واقع نشد اخلاقش تغییر کرد. همیشه فکر می‌کرد جایگاه ندامت، حالتِ مظلومِ قابل عفو را دارد که تنها حقش بخشیده شدن است

چهاردهم شهریور هزار‌و‌سیصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت