<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: هشتم***</title>
	<atom:link href="http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 10 May 2009 05:39:38 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: شهرزاد</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-42</link>
		<dc:creator>شهرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Sep 2008 19:54:57 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-42</guid>
		<description>سلام

لحظه های تب آلود کویر را می خوانی؟

شاد باشی.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>لحظه های تب آلود کویر را می خوانی؟</p>
<p>شاد باشی.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهرزاد</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-31</link>
		<dc:creator>شهرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Aug 2008 08:22:08 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-31</guid>
		<description>سلام

از این که به کویر می آیی خوشحالم . سپاس . پرسیده بودی مطلب وبلاگم  را خودم نوشتم یا &quot; از جایی کش رفتم &quot;؟گوشه ی وبلاگم را بخوان وخاطره ی آخر مطلب نثر گفتاری.تمام مطالب وبلاگ حاصل قلم خودم است و اگر از جایی برداشت کرده باشم، حتما ارجاع می دهم .مطلب نثر گفتاری گوشه ای از کتاب دویست صفحه ای است که دو سال از بهترین روزهای عمرم را برای آن گذاشتم و یکی از داستان نویسان برجسته ی معاصر بر آن مقدمه ای نوشته است . دوست دارم چاپش کنم ، اما کی نمی دانم!!! 

ممنون از حضورت. باز هم بیا و از به روز شدنت هم مطلعم کن .

شاد باشی و سرافراز.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>از این که به کویر می آیی خوشحالم . سپاس . پرسیده بودی مطلب وبلاگم  را خودم نوشتم یا &#8221; از جایی کش رفتم &#8220;؟گوشه ی وبلاگم را بخوان وخاطره ی آخر مطلب نثر گفتاری.تمام مطالب وبلاگ حاصل قلم خودم است و اگر از جایی برداشت کرده باشم، حتما ارجاع می دهم .مطلب نثر گفتاری گوشه ای از کتاب دویست صفحه ای است که دو سال از بهترین روزهای عمرم را برای آن گذاشتم و یکی از داستان نویسان برجسته ی معاصر بر آن مقدمه ای نوشته است . دوست دارم چاپش کنم ، اما کی نمی دانم!!! </p>
<p>ممنون از حضورت. باز هم بیا و از به روز شدنت هم مطلعم کن .</p>
<p>شاد باشی و سرافراز.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیروس</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-28</link>
		<dc:creator>سیروس</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 16:28:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-28</guid>
		<description>اقا مرسی بابت لینک منم شما رو با اسم 
Pankek
لینک کردم 
در مورد عکس رو سیاه همون رو دارم ولی اگه پیدا کرم برات میفرستم 
یاهــــو</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اقا مرسی بابت لینک منم شما رو با اسم<br />
Pankek<br />
لینک کردم<br />
در مورد عکس رو سیاه همون رو دارم ولی اگه پیدا کرم برات میفرستم<br />
یاهــــو</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیروس</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-27</link>
		<dc:creator>سیروس</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 10:31:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-27</guid>
		<description>واقعا فقط کافیه کوچک نوشت ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واقعا فقط کافیه کوچک نوشت &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: شهرزاد</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-26</link>
		<dc:creator>شهرزاد</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Aug 2008 17:19:15 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-26</guid>
		<description>سلام

ازعهد ستیز هابیل وقابیل

بانویی محکوم به واژه های بی بهانه

دار معشوقگی
- این میراث گرانسنگ مادران سرزمینش -

رابر دوش گرفته 

ونمی اندیشد به عروج

حتی تاآسمان اول

چراکه همیشه سوزن خیاطی اش را همراه دارد!

با تاجی از خار

در تمام مصایبش
- او مادراست -
- او همسر است -
- او عادت است –

معصو مانه هر روز مصلوب می شود
و دلش خوش است به شور وشعور ایرج میرزاها

عطر تنش

شراب نگاهش

جعد گیسویش

لعل لبش و...و...و....


امشب به روزم و منتظر حضورت .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>ازعهد ستیز هابیل وقابیل</p>
<p>بانویی محکوم به واژه های بی بهانه</p>
<p>دار معشوقگی<br />
- این میراث گرانسنگ مادران سرزمینش -</p>
<p>رابر دوش گرفته </p>
<p>ونمی اندیشد به عروج</p>
<p>حتی تاآسمان اول</p>
<p>چراکه همیشه سوزن خیاطی اش را همراه دارد!</p>
<p>با تاجی از خار</p>
<p>در تمام مصایبش<br />
- او مادراست -<br />
- او همسر است -<br />
- او عادت است –</p>
<p>معصو مانه هر روز مصلوب می شود<br />
و دلش خوش است به شور وشعور ایرج میرزاها</p>
<p>عطر تنش</p>
<p>شراب نگاهش</p>
<p>جعد گیسویش</p>
<p>لعل لبش و&#8230;و&#8230;و&#8230;.</p>
<p>امشب به روزم و منتظر حضورت .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی شاه ولی</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-25</link>
		<dc:creator>مهدی شاه ولی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Aug 2008 21:15:58 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-25</guid>
		<description>معمولن فقط ما مردها هستیم که متوجه می شیم مادر شدن یا پدر شدن چه حادثه ی دلخراشی هست ... برای زن ها .. مادر نشدن .. دلخراش تر هست .. و از اون بدتر هم این هست که زنایی که بچه دار نمی شن .. طبیعت ازشون انتقام می گیره .. با انواع سرطان ها .. و هزار تا مشکل دیگه ... طبعیت خیلی بی رحمه .. به جز تدوام حیات به چیزی فکر نمی کنه.... ولی فکر کرده .. پدرش رو در می اریم..</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>معمولن فقط ما مردها هستیم که متوجه می شیم مادر شدن یا پدر شدن چه حادثه ی دلخراشی هست &#8230; برای زن ها .. مادر نشدن .. دلخراش تر هست .. و از اون بدتر هم این هست که زنایی که بچه دار نمی شن .. طبیعت ازشون انتقام می گیره .. با انواع سرطان ها .. و هزار تا مشکل دیگه &#8230; طبعیت خیلی بی رحمه .. به جز تدوام حیات به چیزی فکر نمی کنه&#8230;. ولی فکر کرده .. پدرش رو در می اریم..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مخلوق Creature</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-24</link>
		<dc:creator>مخلوق Creature</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 23:46:27 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-24</guid>
		<description>مسئله این است: لذت و درد.
این دو تنها در وجودِ زن اینچنین هماغوش شده اند و بس!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مسئله این است: لذت و درد.<br />
این دو تنها در وجودِ زن اینچنین هماغوش شده اند و بس!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: anahita</title>
		<link>http://pankek.wordpress.com/2008/08/20/8/#comment-23</link>
		<dc:creator>anahita</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Aug 2008 18:20:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://pankek.wordpress.com/?p=113#comment-23</guid>
		<description>همان زن بودن شروع  ناتمام من است</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همان زن بودن شروع  ناتمام من است</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
