پنجم***
آگوست 7, 2008
آنقدر زیر باران توی حیاط دانشگاه ایستاد که همه مثل دیوانهها نگاهش میکردند، شاید آنها نمیدانستند تنها دلیلی که باعث میشود زندگی به زنده بودنش بیارزد دیوانگیست
هفدهم مرداد هزاروسیصدوهشتادوهفت
آنقدر زیر باران توی حیاط دانشگاه ایستاد که همه مثل دیوانهها نگاهش میکردند، شاید آنها نمیدانستند تنها دلیلی که باعث میشود زندگی به زنده بودنش بیارزد دیوانگیست
هفدهم مرداد هزاروسیصدوهشتادوهفت
دلتنگ حیاط ساکت دانشکده و برگ های بارون خورده شدم هدایت..
تنها دلیلی که باعث می شود زندگی به زنده بودنش بیارزد دیوانگی ست…………
واسه همینه تو به زنده بودن می ارزی..
شب و روز
شب و روز
شب و روز
بگذار فراموش كنم
تو چه هستي ، جز يك لحظه ، يك لحظه كه چشمان مرا
ميگشايد در
برهوت آگاهي؟
بگذار كه فراموش كنم…(فروغ فرخزاد)